مبينامبينا، تا این لحظه: 16 سال و 1 ماه و 26 روز سن داره

عشق مامان وبابا

دختر خوشگلم دوستت دارم

اول از همه مثل همیشه خدا رو شکرمیکنم   خدایا شکرت خدایا هنوز هم باورم نمیشه که دخترم پیشم هست ومن دیگه یک مادر هستم خدایا ممنونتم خدایا هزاران مرتبه شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت واما سلام وهزار تا معذرت خواهی به خاطر این همه تاخیر این چند وقته خیلی مشغول بودم  واصلا وقت نکردم بیام وبلاگ دخترم رو آپ کنم وحالا از دخملکم بگم که همه جون و نفس من شده با خنده هاش بهم انرژی میده وبا صدای قشنگش بهترین ترانه زندگیم رو بهم هدیه داده با اسباب بازی هاش بازی میکنه ودو روز که میتونه وسایل رو به دست بگیره وکنترل کنه وبه دهانش میبره خلاصه همه زندگیم شده  و هر لحظه از بودنش لدت میبرم راستی هفته پیش گوشش رو سوراخ کردیم ...
2 آذر 1390

تولدت مبارک

سلام سلام  هزار تا سلام  به همه گل خوشگل من یک ساله شد هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااا خداجونم ممنونم  هزاران بار ممنونم باورم نمیشه یک سال گذشت .  مبینا ناناز مامان یک سال رو در کنار ما گذرونده وهمه زندگی ما شده وبه افتخار اولین سال تولد خاله ها وعموهای مهربون اومدند ودرکنار همه تولد مبینارو جشن گرفتیم از همشون ممنونیم که در کنارمون بودند ودر شادیمون شریک بودند . حالا از دخملم وتولدش بگم راستی اول باید از بابا جون  مبینا خانم همسر گرامی بنده که من رو حسابی شرمنده کردن تشکر کنم چون واقعا زحمت کشیده بود اول که از ظهر که اومد خونه در مرتب کردن خونه حس...
2 آذر 1390

من ومبینا اومدیممممممممممممممممم

یک سلام بلند به همه دوستهای خوبم   واااای خیلی دلم براتون تنگیده بود برتون یک عالمه حرف دارم ویک معذرت خواهی گنده به خاطر این همه تاخیر اول از همه مثل همیشه خدارو شکر میکنم هزاران بار شکر میکنم ویعد از شکر پروردگارم  از دخملم  که  همه زندگیمون شده میگم  از مبینا گلی نازم  بگم که امروز یازده ماه و نه روزه هست تو این چند وقت اونقدر مشغولم کرده که اصلا وقت آپ کردن وبلاگ رو نداشتم واصلا وقت به هیچ کاری نمیرسه . از شیطنت هاش هرچی بگم کم گفتم خلاصه دلم با هر کاری از طرف مبینا میره دلم میخواهد بخورمش عشق مامانی شده  البته بگم باباییش هم که براش دلش میره فقط حیف که خیلی لجباز وقهریه همه چیز ...
2 آذر 1390

مبینا در هفته ای که گذشت

سلام به همه دوست جونهای گلم   اول از همه به خاطر داشتن مبینا مثل همیشه خدارو هزار مرتبه شکر میکنم واز مبینام بگم که تو این هفته که گذشت چه دسته گلهایی به آب داده اول از همه گوشواره اش رو گم کرد وما همچنان نگرانیم که نکنه خورده باشههههههههههههههه ای واای بر من دوم اینکه طی یک اقدام  خشونت آمیز  اسباب بازیش رو که یک مرغابی کوکی بود بی بال و پر کرد وما بعد از چند ساعتی متوجه شدیم که یک  تکه کوچک از بال مرغابی بیچاره نیست وما هم باز همچنان نگران که نکنه خانم شکمو او رو هم خورده راستش گوشواره رو  یک کوچولو شک دارم که خورده باشه ولی این  تکه اسباب بازی بد جوری نگرانم کرده به همین خاطر روانه دکتر...
2 آذر 1390

مبینای من

سلام سلام ما اومدیم مامانی امروز اومده از مبینا جونی بگه از شیطونی ها ودلبری های مبینا خانم مبینا خانم اولا خیلی لوس بابایی شده از لب به باباش بوس میده وای وای بعدش هم که حسابی لوس مامان شده وبغل هرکی باشه تا من رو میبینه میزنه زیر گریه دیگه از مبینا خانمی بگم که ٤تا دندون  کامل ودوتا دندون توراهی داره که امانش رو بریده ومامانیش رو بیچاره کرده مبینا خانم تنبل تشریف دارند واصلا انگار حالا حالاها نمیخواهن راه برن وفعلا فقط با کمک می ایسته باکمک گرفتن مبل ومیز راه میره ودیگه بگم که هرچیزی که تو دستهای من وبابایی باشه برای مبینا عزیز میشه حتی آشغال ولی اسباب بازی ها اصلا در چشم مبینا خانم قشنگی ندارند ...
2 آذر 1390

مبینا تو جشن ومهمونی

سلام سلام به همه  دوستهای خوب ومهربون . همه اونهایی که به وبلاگم سر میزنند واز حال ما باخبرند چه طورید؟؟؟ تو این هفته مبینا خانم دو تا مهمونی دعوت بودند یکی جشن حنابندان ویکی هم تولد دوست خوشگل ونازش آقا فرهام که با همدیگه ٨ روز فاصله سنی دارند ومبینا خانم تو این دوتا مهمونی حسابی مامانی رو اذیت کرد ودیگه حالی برای مامان نذاشته از آماده شدن خودش که بیچاره میکنه تا لباس بپوشه تا آماده شدن مامانی که اونقدر با وسایل آرایشی مامانی ور میره تا مامان بتونه حاضر بشه خلاصه وقتی میرسیم به مهمونی مامانی دیگه خسته شده وتازه باید مبینا خانم رو آروم کنه چون نازگل خانم ما هرکسی رو که نمیشناسه به محض رویت میزنه زیر گریه حالا آروم کردنش ه...
2 آذر 1390

مبینا ودندون وگریه...

سلام دلم برای دخترم میتپه  خیلی براش ناراحتم اخه بد جوری به خاطر دندونهاش بی قراره هیچ کاری از دستم بر نمیاد دیگه طاقت درد کشیدن هاش رو ندارم فقط میتونم غصه بخورم وباهاش سر کنم الهی مامان برای تو بمیرم گل نازم امروز از صبح حسابی بی قراری کرده والان بلاخره تونسته بخوابه نه ژل لثه ونه استامینوفن دیگه اثر نمیکنه ودخترم حسابی بی حوصله شده الهی مامان فدات بشه هستی من دلم برات آب میشه عزیزترینم  دوست دارم الهی این دندونهات در بیاند وتو راحت بشی الهی قربون اون دندونهات برم عشق مامانی مبینا جونم خیلی دوست دارم  بدون تو هیچ چیزی تو این دنیا برام قشنگ نیست تو همه زیبایی هستی وبس . از خدا فقط سلامتی  برای تو وبابا وخودم میخ...
2 آذر 1390

داریم میریم مسافرت

سلام سلام وای خدا جونم شکرت به خاطر همه چیز من راهی سفر به مشهد هستم اون هم با دختر نازم باورم نمیشه خدایا شکرتتتتتتتتتتتتتتتتت من ومبینا سه شنبه داریم میریم به تهران از اون ور هم با مامان بزرگی میریم مشهد  من که خیلی خوشحالم خیلی دلم میخواست برم پیش امام رضا اما قسمت نمیشد ولی انگار خدا خواسته تا بریم  فقط امیدوارم مشکل خاصی پیش نیاد اخه خودم یکم مریضم برام دعا کنید وامیدوارم مبینا زیاد اذیتم نکنه واما مبینا خانم هنوز میلی به ایستادن به تنهایی وراه رفتن نداره فقط دوست داره یک جا رو بگیره ووایسته خیلی هم شیطون شده وبه همه چیز کار داره از سوراخ دیوار تا خوراکی هایی که اصلا به دردش نمیخوره وخلاصه به همه چیز دست م...
2 آذر 1390